عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
100
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
اضافه لفظ عبد به يكى از أسماء اللّه را به معنى تحقّق تامّ آن عبد به مقتضيات آن اسم مىداند . به نظر أو « عبادلة » صاحبان تجليّات اسمائيند وهر يك از آنها خداوند را از جهت اسمى از أسامي والايش شهود مىنمايند ، امّا اطلاق اين اسم تنها در صورتي بر سالك صورت حقيقت - ونه مجاز - مىيابد ، كه سالك به نحو كامل به مقتضيات آن اسم تخلّق يابد ، به گواهى أو چنين عبدي را صوفيان بندهء آن اسم مىخوانند . بعنوان نمونه أو از « عبد القيّوم » و « عبد المنعم » ياد مىكند ، از اين ديدگاه « عبد القيوم » سالكى است كه خداوند به اسم قيّومش بر أو تجلّى كند وأو به اين اسم ومقتضيات آن تخلّق يابد ، نيز « عبد المنعم » كسى است كه تجلّى خداوند بر أو در صورت انعاميش روى دهد وأو به مرتبهء مظهريت از اين ديدگاه خاص نائل شود . بدين ترتيب از منظر كاشاني « عبد اللّه » بندهاى است كه خداوند به مقتضاى اين اسم - كه در برگيرنده تمامى أسماء وصفات اوست - بر أو تجلّى كند ، وچون اين تجلّى أكمل جميع تجليات است ، صاحب آن به برترين مرتبه از كشف كه در برگيرنده تمامى أسماء وصفات ووجود الهى است نائل مىشود ، اين مظهر ، خداوند را در برترين مرتبه بندگى مىكند وخود در ميان تمامى موجودات برترين مقام وعالىترين رتبه را داراست ، چرا كه عبد مرتبهء جامع جميع أسماء ودر عين حال منزّه از جميع تعيّنات است ، بديهي است كه اين مرتبه مخصوص به نفس نفيس قطب الأقطاب نبي اللّه الأعظم ( ص ) است وپس از أو وارثانش به تبعيت از أو به اين منزل واصل مىشوند . « 1 » جز از كاشاني بعضي از ديگر ناموران خانقاهى نيز از مراتبى كه بدان ترقى كردهاند خبرهائى به جاى گذاردهاند . نمونه را به خبري كه شيخ أكبر از ترقى خود از منزل صدّيقين ووصولش به منزل أهل قربة داده است وسخن ديگرى كه در طىّ آن قونوى از وصول خود به بعضي از درجات اخبار كرده است اشاره مىكنيم . گفتيم كه كاشاني به تحقق خود به دو خلق از جملهء اخلاق اللّه ونزول خود در اين دو
--> ( 1 ) . بنگريد : همان ، اصطلاح شمارهء 905 .